اعلام حکم جهاد رهبر معظم انقلاب اسلامی ایران

دستور فرمانده صادر شد
صاحبان فکر و هنر و دانــش و رســـانه و جوانــان و مسئولان:
👈 در مقابل تهدید نرم افزاری دشمن تولید محتوا و اندیشه کنید.
۱۴۰۳/۱۱/۲۹
✧❁🪴❁✧
چند روز پيش در راهپیمایی 22 بهمن ماه یکی از شعارها این بود
وای اگر خامنه ای حکم جهادم دهد…….
حال بدین وسیله به اطلاع مجاهدین راه ولایت اعلام می دارم که حکم صادر شد….
فعالان عرصه جنگ نرم << بشتابید >>
تا از ثواب اطاعت از نائب امام عصر جانمانید ونامتان در جرگه سربازان امام زمان عج الله ثبت و ضبط گردد.
*****حکم صادر شد******’
تحلیل دعای پنجم صحیفه سجادیه

دعای پنجم صحیفهی سجّادیّه: «اللَّهُمَّ أَغْنِنی عَنْ هِبَةِ الْوَهَّابِینَ بِهِبَتِک، وَ اکفِنی وَحْشَةَ الْقَاطِعِینَ بِصِلَتِک» اینها حرفهای خیلی مهمّی است؛ قطع قاطعین شما را وحشتزده نکند وقتی به خدا متّصلید. اینکه میگوید «وَ اکفِنی» این در واقع دارد درس میدهد به ما؛ فقط خواستن از خدا نیست، خواستن از خدا هم هست امّا فقط آن نیست. دارد به ما میگوید شما اکتفا کن به صلهی با پروردگار. بگذار همهی دنیا [ارتباطشان را] قطع کنند، به قول خودشان [تو را] منزوی کنند. به درک! انزوای آنها چه ضرری به ما میزند؟ حالا از انزوا خارج شدیم، چه خیری بردیم؟ حالا مثلاً از انزوا خارج شدیم، کجاست [آن منفعت]؟ چه فایدهای را از خروج از انزوا [بردیم]؟ اینها ببینید معارف اسلامی است. «أَغْنِنی عَنْ هِبَةِ الْوَهَّابِینَ بِهِبَتِک» هبهی تو مهم است، بخشش تو مهم است، هبهی وهّابین چه اهمّیّت دارد که به ما هبه کنند و بخشش کنند و کمک کنند؟ غرض [اینکه] اینها یک دنیایی است.
◾️مرکز تخصصی صحیفه سجادیه◼️
تبلیغ به سبک امام سجاد
👈🏼 نگاهی به الگوی ویژه هدایت و سیره تبلیغی امام سجاد علیهالسلام و ثمرات آن بر اساس بیانات رهبر انقلاب

🔻 زندگی امام سجاد «از همه جهت یکی از زندگی های پر از درس است.» ۱۳۷۲/۴/۲۳ یکی از این جهات، الگوی هدایت و سیره تبلیغی ایشان است. همه شواهد نشان می دهد نیم قرن بعد از حکومت پیامبر اسلامی، جامعه اسلامی چنان به انحراف رفته است که امیدی به اصلاح آن نیست؛ اما به راستی امام سجاد چگونه در طول ۳۵ سال دوران امامت خود با صبر و استقامت، چنین اثر شگفتی در جامعه اسلامی ایجاد کردند؟
🔻 اختناقِ گسترده در دوران بعد از حادثه عاشورا
🔹 شرایط دوران امام سجاد از چند جهت حائز اهمیت است. از یک سو «وقتیکه حادثهى عاشورا پیدا شد، در عالم اسلام… حالت رعبى میان مردم به وجود آمد؛ بیشتر یا شاید کلّاً در میان شیعیان و طرفداران ائمّه.» (حماسه امام سجاد، ص ۱۸۴) از سوی دیگر «عامّهى مردم دچار یک بیایمانى و ضعف و اختلال اعتقادى شدید شده بودند. کار به جایى رسیده بود که حتّى بعضى از ایادى دستگاه خلافت، نبوّت را زیر سؤال میبردند.» (انسان۲۵۰ساله، ص ۱۸۱) و «اخلاق مردم بشدّت خراب شده بود.» (انسان۲۵۰ساله، ص ۱۸۲) چراکه «بخش مهمّی از مشکلات اساسی دنیای اسلام که به فاجعه کربلا انجامید، ناشی از انحطاط و فساد اخلاق مردم بود. اگر مردم از اخلاق اسلامی برخوردار بودند، یزید و ابنزیاد و عمر سعد و دیگران نمیتوانستند آن فاجعه را بیافرینند.» ۱۳۷۲/۴/۲۳
🔹 در آن دوران «اغلب شخصیّتهای بزرگ، سر در آخور تمنّیّات مادّیای که بهوسیلهی رجال حکومت برآورده میشد، داشتند.» ۱۳۶۵/۴/۲۸ و کارشان شده بود «از طرفى موجّه کردن و محبوب کردن چهرهى قدرتها در دل مردم، از طرفى منفور کردن خاندان پیغمبر و محبّت اینها را از دلها گرفتن.» (حماسه امام سجاد، ص ۸۳) فشار و سختگیری به جایی رسیده بود که «دستگاه عبدالملک… کمال اِشراف و نظارت را بر زندگى امام سجّاد داشت. جاسوسهایى گماشته بود که وضع زندگى امام سجّاد را به او گزارش بدهند.» (حماسه امام سجاد، ص ۱۹۳)
🔹 حال سؤال این است با وجود اینکه «اختناق در آن دوران و نامناسب بودن وضع، اجازه نمیداد که امام سجاد بخواهند با آن مردم بیپرده و صریح و روشن حرف بزنند؛ نه فقط دستگاهها نمیگذاشتند، مردم هم نمیخواستند.» ۱۳۶۵/۴/۲۸ امام سجاد چگونه اسلام را از تحریف و جامعه اسلامی را از خطر انحراف نجات دادند؟
🔻 امام از هیچکس مأیوس نیست…
🔹 نگاه متعارف جامعه اینگونه است که با وجود چنین وضعیتی، تربیت مردم ناشدنی است. اما «امام سجاد… نگفتند وضع بد است، نگفتند که از شمشیر قدرت حاکم خون میچکد، نگفتند این حرفها در دل و مغز علیل مردم جا نمیگیرد؛ حرفشان را گفتند.» (حماسه امام سجاد، ص۱۲۶) سیره عملی ایشان نشان میدهد «امام از هیچکس مأیوس نیست حتّى از محمّدبن شهاب. امام انسان را داراى فطرت نیکو میداند… بدیها عارضیاند، بدیها مال بعدند، بدیها نقشونگار روى این صفحه هستند و خود صفحه پاک است… هر انسانى در هر حدّى از انحراف، از قلمرو و محیط و منطقهى امید یک انسانِ هدفى و مسلکى بیرون نیست؛ همهکس را میتوان امیدوار بود که هدایت شود.» (حماسه امام سجاد، ص۱۵۳)
🔻 دو نوع روش تبلیغی امام
🔹 با بررسی شیوه تبلیغی حضرت سجاد میتوان دریافت که «امام چون در دوران اختناق زندگى میکردند و نمیتوانستند مفاهیم مورد نظر خودشان را آشکارا و صریح بیان کنند، از شیوهى موعظه و دعا استفاده کردند. دعا مربوط به صحیفهى سجّادیّه است… و موعظه مربوط به بیانات و روایاتى است که از آن حضرت نقل شده.» (حماسه امام سجاد، ص۲۰۵)
🔻 اولاً حضرت برای بازسازی جامعه نبوی «پوششى براى حقایق درست میکرد، و آن، پوشش، دعا بود.» (حماسه امام سجاد، ص ۱۶۲) یعنی در بدترین شرایط تبلیغی «امام سجّاد از بيان معارف دست نکشيد؛ بهعنوان دعا، بهنام نيايش، مطالبى فراهم آورد و آنچه ميخواست بگويد، گفت.» (همرزمان حسین، ص ۹۲) ثانیاً موعظه «بهترین نحو انتقال و القای ایدئولوژى و افکار درست است.» (حماسه امام سجاد، ص۲۰۶) موعظههای عمومی حضرتسه ویژگی مهم دارد:
🔹 ۱- «این بیانات امام که خطاب به عامّهى مردم است، از نوع آموزش نیست، از نوع تذکّر و یادآورى است. یعنى در این بیان، امام نمینشینند مسئلهى توحید را براى مردم باز کنند و بشکافند، یا مسئلهى نبوّت را براى مردم تفسیر کنند بلکه تذکّر میدهند، یادآورى میکنند.» (حماسه امام سجاد، ص۲۱۰)
🔍 تدوین وجمع آوری:خانم مریم جعفری حوزه هنری
🏴🏴🏴
شرح مقام حضرت زینب سلام الله علیها از زبان رهبر انقلاب با استناد به آیات قرآن
سخنرانی مکتوب
اين روزها روزهاى زينب كبرى (سلام اللَّه عليها) است. آن كارى هم كه زينب كبرى (سلام اللَّه عليها) كرد، يك كارِ از همين جنس بود؛ يعنى كارى محضاً براى خداى متعال، در دل خطرها و محنتها و زحمتها؛ يك ابراز وجود معنوى و الهى دين در چهرهى مصمم زينب كبرى (سلام اللَّه عليها). خوب است بدانيم و بفهميم حروف تاريخ گذشتهى بسيار ارجمندى را كه تا امروز منشأ بركات فكرى و معرفتى شده است و انشاءاللَّه تا آخر دنيا هم خواهد بود.
زينب (سلام اللَّه عليها)، هم در حركت به سمت كربلا، همراه امام حسين؛ هم در حادثهى روز عاشورا، آن سختىها و آن محنتها؛ هم در حادثهى بعد از شهادت حسينبنعلى (عليهالسّلام)، بىسرپناهى اين مجموعهى به جا ماندهى كودك و زن، به عنوان يك ولىّ الهى آنچنان درخشيد كه نظير او را نميشود پيدا كرد؛ در طول تاريخ نميشود نظيرى براى اين پيدا كرد. بعد هم در حوادث پىدرپى، در دوران اسارت زينب، در كوفه، در شام، تا اين روزها كه روز پايان آن حوادث است و شروع يك سرآغاز ديگرى است براى حركت اسلامى و پيشرفت تفكر اسلامى و پيش بردن جامعهى اسلامى. براى خاطر همين مجاهدت بزرگ، زينب كبرى (سلام اللَّه عليها) در نزد خداوند متعال يك مقامى يافته است كه براى ما قابل توصيف نيست.
شما ملاحظه كنيد؛ در قرآن كريم، به عنوان يك نمونهى كامل ايمان، خداى متعال دو زن را مثال ميزند؛ به عنوان نمونهى كفر هم دو زن را مثال ميزند. «ضرب اللَّه مثلا للّذين كفروا امرأت نوح و امرأت لوط كانتا تحت عبدين من عبادنا»؛(۱) كه اين دو مثال، مربوط است به زنانى كه نمونهى كفرند. يعنى به عنوان نمونه، از مردان مثال نمىآورد؛ از زنان مثال مىآورد؛ هم در باب كفر، هم در باب ايمان. «و ضرب اللَّه مثلا للّذين امنوا امرأت فرعون»؛(۲) يكى زن فرعون را به عنوان نمونهى كامل ايمان مثال مىآورد، يكى هم حضرت مريم كبرى؛ «و مريم ابنت عمران».(۳)
يك مقايسهى كوتاه بين زينب كبرى و بين همسر فرعون، عظمت مقام زينب كبرى را نشان ميدهد. در قرآن كريم، زن فرعون نمونهى ايمان شناخته شده است، براى مرد و زن در طول زمان تا آخر دنيا. آن وقت مقايسه كنيد زن فرعون را كه به موسى ايمان آورده بود و دلبستهى آن هدايتى شده بود كه موسى عرضه ميكرد، وقتى در زير فشار شكنجهى فرعونى قرار گرفت، كه با همان شكنجه هم - طبق نقل تواريخ و روايات - از دنيا رفت، شكنجهى جسمانى او، او را به فغان آورد: «اذ قالت ربّ ابن لى عندك بيتا فى الجّنة و نجّنى من فرعون و عمله»؛(۴) از خداى متعال درخواست كرد كه پروردگارا! براى من در بهشت خانهاى بنا كن. در واقع، طلب مرگ ميكرد؛ ميخواست كه از دنيا برود. «و نجّنى من فرعون و عمله»؛ من را از دست فرعون و عمل گمراهكنندهى فرعون نجات بده. در حالى كه جناب آسيه - همسر فرعون - مشكلش، شكنجهاش، درد و رنجش، درد و رنج جسمانى بود؛ مثل حضرت زينب، چند برادر، دو فرزند، تعداد زيادى از نزديكان و برادرزادگان را از دست نداده بود و در مقابل چشم خودش به قربانگاه نرفته بودند. اين رنجهاى روحى كه براى زينب كبرى پيش آمد، اينها براى جناب آسيه - همسر فرعون - پيش نيامده بود. در روز عاشورا زينب كبرى اين همه عزيزان را در مقابل چشم خود ديد كه به قربانگاه رفتهاند و شهيد شدهاند: حسينبنعلى (عليهالسّلام) - سيدالشهداء - را ديد، عباس را ديد، علىاكبر را ديد، قاسم را ديد، فرزندان خودش را ديد، ديگرِ برادران را ديد. بعد از شهادت، آن همه محنتها را ديد: تهاجم دشمن را، هتك احترام را، مسئوليت حفظ كودكان را، زنان را. عظمت اين مصيبتها را مگر ميشود مقايسه كرد با مصائب جسمانى؟ اما در مقابل همهى اين مصائب، زينب به پروردگار عالم عرض نكرد: «ربّ نجّنى»؛ نگفت پروردگارا! من را نجات بده. در روز عاشورا عرض كرد: پروردگارا! از ما قبول كن. بدن پاره پارهى برادرش در مقابل دست، در مقابل چشم؛ دل به سمت پروردگار عالم، عرض ميكند: پروردگارا! اين قربانى را از ما قبول كن. وقتى از او سؤال ميشود كه چگونه ديدى؟
ميفرمايد: «ما رأيت الّا جميلا».(۵) اين همه مصيبت در چشم زينب كبرى زيباست؛ چون از سوى خداست، چون براى اوست، چون در راه اوست، در راه اعلاى كلمهى اوست. ببينيد اين مقام، مقام چنين صبرى، چنين دلدادگى نسبت به حق و حقيقت، چقدر متفاوت است با آن مقامى كه قرآن كريم از جناب آسيه نقل ميكند. اين، عظمت مقام زينب را نشان ميدهد. كار براى خدا اينجور است. لذا نام زينب و كار زينب امروز الگوست و در دنيا ماندگار است. بقاى دين اسلام، بقاى راه خدا، ادامهى پيمودن اين راه به وسيلهى بندگان خدا، متكى شده است، مدد و نيرو گرفته است از كارى كه حسينبنعلى (عليهالسّلام) كرد و كارى كه زينب كبرى كرد. يعنى آن صبر عظيم، آن ايستادگى، آن تحمل مصائب و مشكلات موجب شد كه امروز شما مىبينيد ارزشهاى دينى در دنيا، ارزشهاى رائج است.
منبع: “بيانات در ديدار فرمانده و پرسنل نيروى هوائى ارتش (۱۳۸۸/۱۱/۱۹)”
*****

