پنج توصیه امام جواد علیه السلام
مقدمه
همواره کسانی که به محضر اولیاءِ الهی، به خصوص رسول گرامی اسلام صلی الله علیه وآله و ائمه معصومین علیهم السلام مشرّف می شدند، از ایشان تقاضای پند و اندرز یا نصیحتی می کردند تا در سایۀ نورانیت آن بزرگواران و مضامین عالیۀ کلامشان، قدم به قدم، وادی سلوک و تعالی را طی کرده و از رحمت خاصۀ الهی بهره مند گردند.
نیازهای انسان به پند واندرز
پند و اندرز در زندگی انسان بسیار اهمیت دارد؛ چنانچه امام جواد علیه السلام در اهمیت این امر می فرماید: «الْمُؤْمِنُ يَحْتَاجُ إِلَى تَوْفِيقٍ مِنَ اللَّهِ وَ وَاعِظٍ مِنْ نَفْسِهِ وَ قَبُولٍ مِمَّنْ يَنْصَحُه»؛ (1) مؤمن به توفیق از طرف خداوند و پندگویی از طرف خودش و پذیرش از هر کسی که به وی اندرز دهد، نیازمند است.
امام جواد علیه السلام در این روایت سه نکته مهم در سیر اخلاقی را بیان می فرماید:
1. توفیق الهی؛ 2. پندگویی از جانب خویش؛ 3. قبول کردن از کسی که او را نصیحت می کند.
امام باقر علیه السلام نیز در اهمیت پند دادن مؤمن به نفس خود می فرماید: «وَ قَالَ علیه السلام مَنْ لَمْ يَجْعَلِ اللَّهُ لَهُ مِنْ نَفْسِهِ وَاعِظاً فَإِنَّ مَوَاعِظَ النَّاسِ لَنْ تُغْنِيَ عَنْهُ شَيْئاً»؛ (2) هر کسی که خداوند برای او از خویش پنددهنده ای قرار ندهد، پندهای مردم او را از چیز دیگری بی نیاز نمی کند.
پس با توجه به این روایت یکی از شرایط پندپذیری از دیگران آن است که ابتدا مؤمن خود، پنددهندۀ نفس خویش باشد؛ یعنی در واقع مؤمن بیدار بوده و قبل از اینکه دیگران عیوب و بدی ها او را ببینند، به عیوب خوب واقف باشد.
ابن سینا نیز در کتاب اشارات وعظ مقامات العارفین، وقتی سعی در برهانی کردن عرفان دارد، بیان می کند که پند و اندرزی که از واعظ پاک و البته همراه با بلاغت ارائه گردد، می تواند نقش مؤثری در تابع ساختن نفس اماره برای نفس مطمئنه داشته باشد. (3)
از آنچه ذکر شد اهمیت پند و اندرز در سیرۀ اخلاقی و عرفانی بیشتر روشن می گردد.
وصیت اخلاقی امام جواد علیه السلام
پس از این مقدمه شرح یکی از وصایای نورانی امام جواد علیه السلام ارائه می گردد.
«قَالَ لِلْجَوَادِ علیه السلام رَجُلٌ: أَوْصِنِي قَالَ علیه السلام، وَ تَقْبَلُ؟ قَالَ؛ نَعَمْ قَالَ علیه السلام؛ تَوَسَّدِ الصَّبْرَ وَ اعْتَنِقِ الْفَقْرَ وَ ارْفَضِ الشَّهَوَاتِ وَ خَالِفِ الْهَوَى وَ اعْلَمْ أَنَّكَ لَنْ تَخْلُوَ مِنْ عَيْنِ اللَّهِ فَانْظُرْ كَيْفَ تَكُونُ»؛ (4) مردی به حضرت جواد علیه السلام عرض کرد: مرا سفارشی بفرمایید. امام علیه السلام فرمود: می پذیری؟. گفت: آری. فرمود: تکیه بر صبر کن و به فقرا درآویز و شهوات را رها کن و مخالفت با هوای نفس نما و بدان که تو از دید خداوند مخفی نیستی، دقت کن چگونه باید باشی.
در کلام نورانی امام جواد علیه السلام، پنج اصل اخلاقی مطرح گشته که تشریح هر کدام بیان می شود:
1. صبر
لحظه لحظۀ سلوک اخلاقی مؤمن، در بستر صبر شکل می گیرد؛ به طوری که وی به هر اندازه از مقام صبر دور باشد، افعال وی نیز ناقص تر می گردد؛ و از این روی امام جواد علیه السلام فرمودند: «تَوَسَّدِ الصَّبْرَ»؛ صبر را بالش خود قرار بده.
این تشبیه از آن رو است که چون آرامش و قرار جسمی انسان، با تکیه بر بالش است، مؤمن در رسیدن به آرامش روحی نیز، نیاز به تکیه گاهی چون صبر دارد.
وقتی از رسول خدا صلی الله علیه وآله سؤال می شود: ایمان چیست؟. ایشان می فرمایند: «الصَّبرُ.» (5)
زیباتر آنکه امیرالمؤمنین علیه السلام راه رسیدن به لقای الهی را نیز صبر می داند؛ آنجا که می فرمایند: «مَن صَبَرَ عَلَی اللهِ وَصَلَ إِلَیهِ»؛ (6) هر که برای (وصال به) خدا صبر کند، به او می رسد.
پس حقیقت آن است که صبر با هر نوعش (صبر بر گناه و معصیت یا صبر بر مصیبت) بهترین بستری است که می تواند خواستگاه رشد جوانه های ایمان باشد.
2. فقر
از اموری که باعث تضییع عزّت برخی مؤمنان ضعیف الایمان می شود و یا در سلوک اخلاقی آنها خلل ایجاد می کند، فقر و مشکلات مادی است.
در نتیجه، آن امام همام علیه السلام فرمودند: «اعْتَنِقِ الْفَقْرَ»؛ (ای مؤمن!) فقر را در آغوش بگیر.
به بیان دیگر اگر فقر و تنگدستی، تحمّل شود؛ اولاً، عزّتمندی مؤمن را به همراه دارد و ثانیاً، مانع رشد اخلاقی و تکامل سالک نمی شود.
بر اساس حکمت و معارف توحیدی برخاسته از مکتب اهل بیت علیهم السلام، این بند از روایت را به مفهوم دیگری نیز می توان تفسیر نمود؛ و آن اینکه انسان سالک اِلی الله، «فقیر بالذّات» است، در مقابل خداوند متعال که «غنی بالذات» است؛ و بر این اساس، خود را نیازمند و محتاج دانسته و بسیاری از خودسری ها و خودبینی های او از بین می رود.
بیان نورانی امام الموحّدین حضرت علی علیه السلام در مسجد کوفه بیان گر همین مطلب است که می فرماید: «مَولایَ یا مُولای! اَنتَ الغَنِیُّ وَ اَنَا الفَقِیرُ وَ هَل یَرحَمُ الفَقِیرَ اِلَّا الغَنِیُّ»؛ (7) مولای من ای مولای من! تو بی نیازی و من فقیرم و آیا ترحم می کند بر فقیر به جز کسی که بی نیاز است.
3. دوری از شهوات
یکی از اصول مهم در راه کسب اخلاقیات، عدم دخالت شهوات در افعال و کردار فرد می باشد؛ زیر خواسته های شهوانی، رنگ و بوی منیّت و انانیّت دارد و انسان را از کسب معارف حقّه الهی دور می سازد؛ حال آنکه امنیت مؤمن، قدم نهادن در حریم الهی است؛ لذا امام جواد علیه السلام در ادامۀ وصیت خویش فرمودند: «ارْفَضِ الشَّهَوَاتِ»؛ شهوات را به دور انداز و رها کن. یعنی محور و اساس فعالیت های مؤمن، خواسته های الهی است، نه امیال نفسانی.
4. مخالفت با هوای نفس
سخت ترین وادی، در مسیر کسب فضائل اخلاقی مخالفت و مبارزه با هوای نفس است، در همین راستا و برای تبیّن بیشتر آن، رسول گرامی اسلام صلی الله علیه وآله، مبارزه با هواهای نفسانی را «جهاد اکبر» نامیده است (8).
اهمیت این مسئله بدان حد بوده که آن حضرت به همین مقدار کفایت نکرده و برای تبیین بیشتر آن فرموده اند:
«أَعْدَی عَدُوَّکَ نَفْسَکَ الَّتِی بَیْنَ جَنْبَیْکَ»؛ (9) دشمن ترین دشمنانت، نفس تو است که در بین دو پهلوی تو قرار دارد.
از این رو، یکی دیگر از اصولی که امام جواد علیه السلام در وصیت اخلاقی خویش بیان نمودند این کلام نورانی است که: «خَالِفِ الْهَوَى»؛ با هوای نفس مخالفت کن.
رسول الله صلی الله علیه وآله در کلام نورانی دیگری، از مبارزه با نفس به عنوان برترین جهاد یاد می کنند و می فرمایند: «اَفْضَلُ الْجِهَادِ أَنْ تُجَاهِدَ نَفْسَکَ وَ هَوَاکَ فِی ذَاتِ اللهِ تَعَالَی»؛ (10) برترین جهاد این است که به خاطر خدای تعالی با نفس و هوای نفسانیت مبارزه کنی. به تعبیر دیگر، باید اولین کار و آخرین کار مؤمن، جهاد با نفس باشد.
امیرالمؤمنین علیه السلام در این رابطه می فرماید: «اَوَّل مَا تَنْکِرُونَ مِنَ الْجِهَادِ، جِهَادُ أَنْفُسِکُمْ آخِرَ مَا تَفْقِدُونَ مُجَاهَدَةُ أَهْوَائِکُمْ وَ طَاعَةُ اُولِی الأمْرِ مِنْکُمْ»؛ (11) نخستین جهادی که آن را ناخوش می دارید، جهاد با نفسهایتان، و آخرین چیزی که گُم می کنید، مبارزه با خواهشهایتان و اطاعت از اولی الأمرتان است.
پس مخالفت با هوای نفس و صد البته رها نمودن شهوات، راه را برای وصال و لقای الهی هموار می سازد.
5. حضور در محضر الهی
آنچه بیشتر از همه برای سالک اهمیت داشته و در تمامی لحظات نباید از آن غافل باشد، دقت در این امر است که بداند، همیشه در محضر الهی به سر می برد، و در مَنظر و مرئای او است.
امام جواد علیه السلام فرمودند: «اِعْلَمْ أَنَّكَ لَنْ تَخْلُوَ مِنْ عَيْنِ اللَّهِ فَانْظُرْ كَيْفَ تَكُونُ»؛ بدان که در برابر دیدۀ خدایی و متوجه باش که چگونه ای.
گفتار نورانی ای که از حضرت امام خمینی (ره) به یادگار مانده است نیز، احتمالاً برداشتی از این روایت امام جواد علیه السلام بوده است که فرمودند: «عالَم محضر خدا است، در محضر خدا معصیت نکنید.»
بر اساس این بخش از گفتار نورانی امام جواد علیه السلام، می توان نتیجه گرفت که یکی از عوامل گناه، می تواند غفلت از حضور در محضر الهی باشد.
سالک باید از دستوری که اهل سلوک، از آن با عنوان «مراقبه» یاد می کنند و آن را مایۀ سعادت و رکن عمدۀ سیر و سلوک می خوانند، کمک بگیرد و در هر لحظه و در هر جایی و در هر حالی که هست، همواره خود را در محضر الهی بداند تا بدین ترتیب غفلت را که زمینه ساز گناهان و تخلّفات است، از وجود خویش دور سازد.
امام صادق علیه السلام به اسحاق بن عمّار فرمودند: «يَا إِسْحَاقُ خَفِ اللَّهَ كَأَنَّكَ تَرَاهُ وَ إِنْ كُنْتَ لَا تَرَاهُ فَإِنَّهُ يَرَاكَ فَإِنْ كُنْتَ تَرَى أَنَّهُ لَا يَرَاكَ فَقَدْ كَفَرْتَ وَ إِنْ كُنْتَ تَعْلَمُ أَنَّهُ يَرَاكَ ثُمَّ بَرَزْتَ لَهُ بِالْمَعْصِيَةِ فَقَدْ جَعَلْتَهُ مِنْ أَهْوَنِ النَّاظِرِينَ عَلَيْكَ»؛ (12) ای اسحاق! به گونه ای از خدا بترس که گویا او را می بینی؛ هر چند تو او را نمی بینی، ولی او تو را می بیند، و اگر معتقد باشی که او تو را نمی بیند، بی شک به او کفر ورزیده ای، و اگر بدانی که او تو را می بیند و آن گاه در حضور او معصیت کنی، بی تردید او را از بی ارزش ترین بینندگان قرار داده ای.
پس؛
الهی! به حق خودت حضورم ده و از جمال آفتاب آفرینت نورم ده.
الهی! چون تو حاضری چه جویم و چون تو ناظری چه گویم. (13)
پی نوشت:
1) تحف العقول، ابن شعبه حرانی، تصحیح استاد علی اکبر غفاری، ترجمه آیت الله کمره ای، ص457.
2) تحف العقول، ابن شعبه حرانی، ص 302.
3) شرح الاشارات والتنبیهات، خواجه نصیرالدین طوسی، تحقیق استاد حسن زاده آملی، ص 1054.
4) بحارالانوار، علامه محمد باقر مجلسی، ج 75، ص358.
5) میزان الحکمه، محمد محمدی ری شهری، ترجمه حمید رضا شیخی، 1379، چ دوم، 690، ص 2958.
6) بحارالانوار، ج 71، ص 90.
7) مفاتیح الجنان، اعمال مسجد بزرگ کوفه، مناجات حضرت امیرالمؤمنین، ص707.
8) جامع الصغیر، جلال الدین سیوطی، تصحیح احمد سعد علی، چ 4، ج 2، ص 85.
9) بحارالانوار، علامه مجلسی، ج 68، ص 64.
10) میزان الحکمه، محمدی ری شهری، ج 2، ص854.
11) همان، ج 2، ص 851- 850.
12) اصول کافی، کلینی، تصحیح استاد حسن زاده آملی، ج 2، ص 55.
13) الهی نامه، علامه حسن زاده آملی، ص 4 و 3.
حسن اردشیری لاجیمی
اسامی فرزندان شیطان
شیطان هم کابینه ای دارد. و کابینه او مرکب از 20 نفر است. کارهای خود را با کمک آنها انجام می دهد. افراد کابینه اش از فرزندان خود او هستند.
اسامی کابینه او از این قرار است:
1. ولهان
انسان را در طهارت و نماز وسوسه می کند و به شک می اندازد که این نماز باطل است.
2. هفاف
مأموریت دارد که در بیابان ها و صحراها انسان را اذیت کند و برای ترسانیدن او را به وهم و خیال اندازد یا به شکل حیوانات گوناگون به نظر انسان درآید.
3. زلنبور
موکل بازاری هاست. لغویات و دروغ، قسم دروغ و مدح کردن متاع را نزد آن ها زینت می دهد.
4. ثبر
در وقتی که مصیبتی به انسان وارد می شود، صورت خراشیدن، سیلی به خود زدن، یقه و لباس پاره کردن را برای انسان پسندیده جلوه می دهد.
5. ابیض
انبیا را وسوسه می کند - یا مأمور به خشم در آوردن انسان است و غضب را پیش او موجه جلوه می دهد و به وسیله آن خون ها ریخته می شود.
6. اعور
کارش تحریک شهوات در مردان و زن ها است و آنها را به حرکت می آورد! و انسان را وادار به زنا می کند.
(اعور، همان شیطانی است که برصیصای عابد را وسوسه کرد تا با دختری زنا کند.)
7. داسم
همواره مراقب خانه هاست. وقتی انسان داخل خانه شد و سلام نکرد و نام خدا را بر زبان نیاورد، با او داخل خانه می شود و آن قدر وسوسه می کند تا شر و فتنه ایجاد نماید.
8. مطرش
کار او پراکندن اخبار دروغ یا دروغ هایی است که خود جعل کرده؛ در حالی که حقیقت ندارند.
9. قنذر
او نظارت بر زندگی افراد می کند. هر کس چهل روز در خانه خود طنبور داشته باشد؛ غیرت را از او بر می دارد، به طوری که انسان در برابر ناموس خود بی تفاوت می شود.
10. دهار
مأموریت او آزار مؤمنان در خواب است. به طوری که انسان خواب های وحشتناک می بیند، یا در خواب به شکل زنان نامحرم در می آید و انسان را وسوسه می کند تا او را محتلم کند.
11. اقبض
وظیفه او تخم گذاری ست. روزی سی عدد تخم می گذارد. ده عدد در مشرق و ده عدد در مغرب و ده عدد زمین، از هر تخمی عده ای از شیاطین و عفریت ها و غول ها و جن بیرون می آیند که تمام آن ها دشمن انسان اند.
12. تمریح
امام صادق علیه السلام فرمودند: برای ابلیس - در گمراه ساختن افراد - کمک کننده ای به نام (تمریح) است. وی در آغاز شب بین مغرب و مشرق به وسوسه کردن، وقت مردم را پر می کند.
13. قزح
ابن کوا از امیرالمؤمنین علیه السلام از قوس و قزح پرسید، حضرت فرمود: قوس قزح مگو؟! زیرا نام شیطان (قزح) است بلکه بگو (قوس اله و قوس الرحمن).
14. زوال
مرحوم کلینی از عطیة بن المعزام روایت کرده که وی گفت: در خدمت حضرت صادق علیه السلام بودم و از مردانی که دارای مرض (ابنه) بوده و هستند یاد کردم. حضرت فرمود: (زوال) پسر ابلیس با آن ها مشارکت می کند ایشان مبتلا به آن مرض می شوند.
15. لاقیس
او یکی از دختران شیطان و کارش وادار کردن زنان به هم جنس بازی است او مساحقه را به زنان قوم لوط یاد داد.
16. متکون
شکل خود را تغییر می دهد و خود را به صورت بزرگ و کوچک در می آورد و مردم را گول می زند و این وسیله آنان را وادار به گناه می کند.
17. مذهب
خود را به صورت های مختلف در می آورد، مگر به صورت پیغمبر و یا وصی او. مردم را با هر وسیله که بتواند گمراه می کند.
18. خنزب
بین نمازگزار و نمازش حایل می شود؛ یعنی توجه قلب را از وی برطرف می کند. در خبر است که: عثمان بن ابی العاص بن بشر در خدمت حضرت رسول صلی الله علیه و آله عرض کرد: شیطان بین نماز و قرائت من حایل می شود - یعنی حضور قلب را از من می گیرد - حضرت فرمود: نامش شیطان (خنزب) است. پس هر زمان از او ترسیدی به خدا پناه ببر.
19. مقلاص
موکل قمار است. قمار بازها همه به دستور او رفتار می کنند. به وسیله قمار و برد و باخت اختلاف و دشمنی در میان آنان به وجود می آورد.
20. طرطبه
از دختران آن ملعون می باشد. کار او وادار کردن زنان به زنا است و هم جنس بازی را هم به آنان تلقین می کند.
منبع: سفینة البحار، ج 1، ص 99 و د100
دست گیری از دیگران در کلام اهل بیت علیهم السلام

? امام رضا(علیهالسلام):
?بهترین زندگی و معاش را كسی دارد كه در پرتو معاش او معاش دیگران نیز به خوبی تأمین شود. (خیر او به دیگران میرسد)
?تحفالعقول، ص٤٧١.
دعای یستشیر، دعای اهل البیت علیه السلام
دعای یستشیر
سیدابنطاووس در کتاب «مهجالدعوات» از امیرالمؤمنین(علیهالسلام) روایت کرده: حضرت رسول(صلیاللهعلیهوآله) این دعا را به من آموخت و دستور فرمود آن را درهرحال و برای هر سختی و آسانی بخوانم و نیز آن را به جانشین خود بیاموزم و خواندن این دعا را ترک نکنم تا حقتعالی را ملاقات کنم؛
و نیز فرمود: یا علی این دعا را هر صبح و هر شام بخوان زیرا که گنجی از گنجهای عرش الهی است.
اُبَی بن کعب، به پیشگاه حضرت رسول(صلیاللهعلیهوآله) التماس کرد که آن حضرت فضیلت این دعا را بیان کند، حضرت اندکی از ثواب بسیار آن را بیان فرمود؛ هرکه میخواهد به کتاب «مهج الدعوات» مراجعه کند.
متن دعا این است:

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ الْحَمْدُ لِلّٰهِ الَّذِى لَاإِلٰهَ إِلّا هُوَ الْمَلِكُ الْحَقُّ الْمُبِينُ، الْمُدَبِّرُ بِلا وَزِيرٍ، وَلَا خَلْقٍ مِنْ عِبادِهِ يَسْتَشِيرُ، الْأَوَّلُ غَيْرُ مَوْصُوفٍ، وَالْباقِى بَعْدَ فَناءِ الْخَلْقِ، الْعَظِيمُ الرُّبُوبِيَّةِ، نُورُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرَضِينَ وَفاطِرُهُما وَمُبْتَدِعُهُما، بِغَيْرِ عَمَدٍ خَلَقَهُما وَفَتَقَهُما فَتْقاً، فَقامَتِ السَّمَاوَاتُ طائِعاتٍ بِأَمْرِهِ، وَاسْتَقَرَّتِ الْأَرَضُونَ بِأَوْتادِها فَوْقَ الْماءِ، ثُمَّ عَلا رَبُّنا فِى السَّمَاوَاتِ الْعُلىٰ، ﴿الرَّحْمٰنُ عَلَى الْعَرْشِ اسْتَوىٰ، لَهُ ما فِى السَّمَاوَاتِ وَما فِى الْأَرْضِ وَما بَيْنَهُما وَما تَحْتَ الثَّرىٰ﴾؛ستایش ویژه خداست که معبودی جز او نیست، آن فرمانروای بر حق آشکار، تدبیرگر هستی بیآنکه او را وزیری باشد و یا با آفریدهای از بندگانش مشورت نماید، آغازی است که در وصف نگنجد و پابرجاست پس از فنای آفریدگان، پروردگاریاش بس بزرگ است، روشنایی آسمانها و زمینها و آفریننده و پدیدآورنده آن دو تا، آسمان و زمین را بیستون آفرید و از هم گشودشان گشودنی چشمگیر، پس آسمانها به فرمان او بر پا شدند و زمینها با کوههایشان بر فراز آب جا گرفتند، سپس بلندی گرفت پروردگار ما در آسمانهای بلند، «خداوند مهربان بر فرمانروایی [و تدبیر امور جهانِ هستی] مسلّط است؛ آنچه در آسمان ها و زمین و بین آن دوتاست و آنچه زیرِ زمین است فقط در سیطرۀ مالکیت اوست»؛فَأَنَا أَشْهَدُ بِأَنَّكَ أَنْتَ اللّٰهُ لَارافِعَ لِما وَضَعْتَ، وَلَا واضِعَ لِما رَفَعْتَ، وَلَا مُعِزَّ لِمَنْ أَذْلَلْتَ، وَلَا مُذِلَّ لِمَنْ أَعْزَزْتَ، وَلَا مانِعَ لِما أَعْطَيْتَ، وَلَا مُعْطِىَ لِما مَنَعْتَ،پس من گواهی میدهم که تنها تویی خدا، بالابرندهای برای آنچه بر زمین نشاندی نیست و نه زمین زنندهای برای آنچه بالا بردی و نه عزّت بخشی آن را که تو خوارش کردی و خوارکنندهای نیست آن را که تو توانمند نمودی و بازدارندهای برای آنچه عطا کردی نیست و نه عطاکنندهای برای آنچه دریغ کردیوَأَنْتَ اللّٰهُ لَاإِلٰهَ إِلّا أَنْتَ، كُنْتَ إِذْ لَمْ تَكُنْ سَماءٌ مَبْنِيَّةٌ، وَلَا أَرْضٌ مَدْحِيَّةٌ، وَلَا شَمْسٌ مُضِيئَةٌ، وَلَا لَيْلٌ مُظْلِمٌ، وَلَا نَهارٌ مُضِىءٌ، وَلَا بَحْرٌ لُجِّيٌّ، وَلَا جَبَلٌ رَاسٍ ، وَلَا نَجْمٌ سارٍ، وَلَا قَمَرٌ مُنِيرٌ، وَلَا رِيحٌ تَه
ُبُّ، وَلَا سَحَابٌ يَسْكُبُ، وَلَا بَرْقٌ يَلْمَعُ، وَلَا رَعْدٌ يُسَبِّحُ، وَلَا رُوحٌ تَنَفَّسُ، وَلَا طَائِرٌ يَطِيرُ، وَلَا نَارٌ تَتَوَقَّدُ، وَلَا ماءٌ يَطَّرِدُ،و تویی خدا، معبودی جز تو نیست، تو بودی آنگاه که نه آسمانی بنا شده بود و نه زمینی گسترانیده و نه خورشیدی تابان و نه شبی تاریک و نه روزی فروزان و نه دریایی خروشان و نه کوهی استوار و نه ستارهای روان و نه ماهی تابنده و نه بادی وزان و نه ابری پرباران و نه برقی درخشان و نه صاعقهای تسبیحگویان و نه روحی دمزنان و نه پرندهای پر زنان و نه آتشی فروزان و نه آبی روان بوده باشند،كُنْتَ قَبْلَ كُلِّ شَىْءٍ، وَكَوَّنْتَ كُلَّ شَىْءٍ، وَقَدَرْتَ عَلىٰ كُلِّ شَىْءٍ، وَابْتَدَعْتَ كُلَّ شَىْءٍ، وَأَغْنَيْتَ وَأَفْقَرْتَ، وَأَمَتَّ وَأَحْيَيْتَ، وَأَضْحَكْتَ وَأَبْكَيْتَ؛ وَعَلَى الْعَرْشِ اسْتَوَيْتَ، فَتَبارَكْتَ يَا اللّٰهُ وَتَعالَيْتَ،پیش از هر چیز بودی و همهچیز را پدید آوردی و بر هر چیز توانا بودی و همهچیز را نو آفریدی و توانگر نمودی و ناتوان ساختی و میراندی و زنده نمودی و خنداندی و گریاندی؛ و بر فرمانروایی هستی چیره گشتی، پس خجسته بودی، ای خدا و بلندی گرفتی،أَنْتَ اللّٰهُ الَّذِى لَاإِلٰهَ إِلّا أَنْتَ الْخَلَّاقُ الْمُعِينُ، أَمْرُكَ غالِبٌ، وَعِلْمُكَ نافِذٌ، وَكَيْدُكَ غَرِيبٌ، وَوَعْدُكَ صَادِقٌ، وَقَوْلُكَ حَقٌّ، وَحُكْمُكَ عَدْلٌ، وَكَلامُكَ هُدىً، وَوَحْيُكَ نُورٌ، وَرَحْمَتُكَ واسِعَةٌ، وَعَفْوُكَ عَظِيمٌ، وَفَضْلُكَ كَثِيرٌ، وَعَطاؤُكَ جَزِيلٌ، وَحَبْلُكَ مَتِينٌ، وَ إِمْكانُكَ عَتِيدٌ، وَجَارُكَ عَزِيزٌ، وَبَأسُكَ شَدِيدٌ، وَمَكْرُكَ مَكِيدٌ،تویی خدایی که معبودی جز تو نیست، آفریننده یاری رسانی که فرمانت چیره و دانشت کاری و ثمربخش و طرح و نقشهات شگفت و وعدهات راست و گفتهات حق و داوریات دادگرانه و سخنت هدایتگر و پیامت نور و رحمتت فراگیر و گذشتت بزرگ و بخششت بسیار و عطایت فراوان و ریسمانت استوار و یاریات فراهم و پناهندهات ازجمند و گرانمایه و کیفرت سخت و طرح و نقشهات زیرکانه است،أَنْتَ يَا رَبِّ مَوْضِعُ كُلِّ شَكْوىٰ؛ وَحاضِرُ كُلِّ مَلَاً، وَ شاهِدُ كُلِّ نَجْوىٰ، مُنْتَهىٰ كُلِّ حاجَةٍ، مُفَرِّجُ كُلِّ حُزْنٍ ، غِنىٰ كُلِّ مِسْكِينٍ، حِصْنُ كُلِّ هَارِبٍ، أَمانُ كُلِّ خَائِفٍ، حِرْزُ الضُّعَفاءِ، كَنْزُ الْفُقَرَاءِ، مُفَرِّجُ الْغَمَّاءِ، مُعِينُ الصَّالِحِينَ، ذٰلِكَ اللّٰهُ رَبُّنا لَاإِلٰهَ إِلّا هُوَ،تو ای پروردگار من آستانت جایگاه هر شکایتی است؛ و خود حاضر در هر جماعتی و گواه هر گفتگوی پنهانی، نهایت هر حاجتی، شادیبخش هر اندوهگین، توانگری هر بر خاکنشستهای، دژ استوار هر گریزانی، امان هر هراسانی، نگاهدار ناتوانی، گنجینه تهیدستانی، غمزدای غمزدگانی، پشتیبان شایستگانی، آن است خدا، پروردگار ما، معبودی جز او نیست،تَكْفِى مِنْ عِبادِكَ مَنْ تَوَكَّلَ عَلَيْكَ، وَأَنْتَ جَارُ مَنْ لاذَبِكَ وَتَضَرَّعَ إِلَيْكَ، عِصْمَةُ مَنِ اعْتَصَمَ بِكَ، ناصِرُ مَنِ انْتَصَرَ بِكَ، تَغْفِرُ الذُّنُوبَ لِمَنِ اسْتَغْفَرَكَ، جَبَّارُ الْجَبَابِرَةِ، عَظِيمُ الْعُظَمَاءِ؛ كَبِيرُ الْكُبَراءِ، سَيِّدُ السَّادَاتِ، مَوْلَى الْمَوَالِى، صَرِيخُ المُسْتَصْرِخِينَ، مُنَفِّسٌ عَنِ الْمَكْرُوبِينَ، مُجِيبُ دَعْوَةِ الْمُضْطَرِّينَ، أَسْمَعُ السَّامِعِينَ، أَبْصَرُ النَّاظِرِينَ، أَحْكَمُ الْحَاكِمِينَ، أَسْرَعُ الْحَاسِبِينَ، أَرْحَمُ الرَّاحِمِينَ، خَيْرُ الْغَافِرِينَ، قَاضِى حَوائِجِ الْمُؤْمِنِينَ، مُغِيثُ الصَّالِحِينَ،کفایت میکنی از بندگانت آن را که بر تو توکل کند و تویی پناه آنکه به تو پناه آورد و به درگاهت زاری نماید، نگهدار کسی که به دامن تو چنگ زند، یار آنکه از تو یاری جوید، میآمرزی گناهان آن را که از تو آمرزش خواهد، چیرهترین چیرهکنندگان، بزرگ بزرگان؛ سرور سروران، آقای آقایان، سرآمد مولایان، دادرس دادخواهان، گرهگشای گرفتاران، اجابتکننده دعای بیچارگان، شنواترین شنوندگان، بیناترین بینندگان، داورترین داوران، سریعترین حسابرسان، مهربانترین مهربانان، بهترین آمرزندگان، برآورنده حاجات مؤمنان، فریادرس شایستگان،أَنْتَ اللّٰهُ لَاإِلٰهَ إِلّا أَنْتَ رَبُّ الْعالَمِينَ، أَنْتَ الْخالِقُ وَأَنَا الْمَخْلُوقُ، وَأَنْتَ الْمَالِكُ وَأَنَا الْمَمْلُوكُ، وَأَنْتَ الرَّبُّ وَأَنَا الْعَبْدُ، وَأَنْتَ الرَّازِقُ وَأَنَا الْمَرْزُوقُ؛ وَأَنْتَ الْمُعْطِى وَأَنَا السَّائِلُ، وَأَنْتَ الْجَوادُ وَأَنَا الْبَخِيلُ، وَأَنْتَ الْقَوِىُّ وَأَنَا الضَّعِيفُ، وَأَنْتَ الْعَزِيزُ وَأَنَا الذَّلِيلُ، وَأَنْتَ الْغَنِىُّ و أَنَا الْفَقِيرُ، وَأَنْتَ السَّيِّدُ وَأَنَا الْعَبْدُ، وَأَنْتَ الْغافِرُ وَأَنَا الْمُسِىءُ، وَأَنْتَ الْعَالِمُ وَأَنَا الْجَاهِلُ، وَأَنْتَ الْحَلِيمُ وَأ
َنَا الْعَجُولُ، وَأَنْتَ الرَّحْمٰنُ وَأَنَا الْمَرْحُومُ، وَأَنْتَ الْمُعافِى وَأَنَا الْمُبْتَلىٰ، وَأَنْتَ الْمُجِيبُ وَأَنَا الْمُضْطَرُّ،تویی خدا، معبودی جز تو نیست، پروردگار جهانیان، تویی آفریدگار و من آفریده و تویی مالک و من مملوک و تویی پروردگار و من بنده و تویی روزیدهنده و من روزیخوار؛ و تویی بخشنده و من گدا و تویی دارای سَخا و من بخیل و تویی توانمند و من ناتوان و تویی قدرتمند و من خوار و تویی بینیاز و من تهیدست و تویی آقا و من بنده و تویی آمرزنده و من بدکار و تویی دانا و من نادان و تویی بردبار و من شتابزده و تویی رحم کننده و من رحم شده و تویی سلامتیبخش و من بلازده و تویی اجابتکننده و من ناچار و پریشانوَ أَنَا أَشْهَدُ بِأَنَّكَ أَنْتَ اللّٰهُ لَاإِلٰهَ إِلّا أَنْتَ، الْمُعْطِى عِبادَكَ بِلا سُؤالٍ؛ وَأَشْهَدُ بِأَنَّكَ أَنْتَ اللّٰهُ الْواحِدُ الْأَحَدُ الْمُتَفَرِّدُ الصَّمَدُ الْفَرْدُ وَ إِلَيْكَ الْمَصِيرُ، وَصَلَّى اللّٰهُ عَلىٰ مُحَمَّدٍ وَأَهْلِ بَيْتِهِ الطَّيِّبِينَ الطَّاهِرِينَ، وَاغْفِرْ لِى ذُنُوبِى، وَاسْتُرْ عَلَىَّ عُيُوبِى، وَافْتَحْ لِى مِنْ لَدُنْكَ رَحْمَةً وَرِزْقاً وَاسِعاً يَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِينَ، وَالْحَمْدُ لِلّٰهِ رَبِّ الْعالَمِينَ، وَحَسْبُنَا اللّٰهُ وَنِعْمَ الْوَكِيلُ، وَلَا حَوْلَ وَلَا قُوَّةَ إِلّا بِاللّٰهِ الْعَلِيِّ الْعَظِيمِ.و گواهی میدهم که تویی خدا، معبودی جز تو نیست، عطابخش بندگانی بدون درخواست آنان؛ و گواهی میدهم تویی خدای یگانه یکتای بیهمتای بینیاز، تک و بازگشت همه به سوی تو است، خدایا بر محمّد و اهلبیت پاک و پاکیزهاش درود فرست و گناهانم را بیامرز و کاستیهایم را بر من بپوشان و از پیشگاهت برای من رحمت و روزی فراوان بگشای، ای مهربانترین مهربانان و سپاس ویژه خدا، پروردگار جهانیان است و خدا ما را بس است و چه نیکو وکیلی است و هیچ نیرو و توانی نیست جز به خدای بلند مرتبه بزرگ.
ام داوود کیست و اعمال ام داوود چیست؟
ام داوود کیست و اعمال ام داوود چیست؟

فاطمه معروف به ام داوود، مادر داوود پسر زاده امام حسن مجتبی (ع) و مادر رضاعی امام صادق (ع) بوده است.
ام داوود ماجرایش را چنین نقل کرده است: منصور دوانیقی لشکری به مدینه فرستاد و با محمدبن عبداللّه بن حسن مثنی جنگید و او و برادرش ابراهیم را کشت.
منصور همچنین عبداللّه محض، پدر محمد و ابراهیم را با تعدادی از سادات حسنی دستگیر و اسیر کردند و به بند و زنجیر کشیده بودند و فرزند من داوود هم در میان آنان بود که او را از مدینه به بغداد منتقل نمودند و به سیاه چال زندان انداختند.
حادثه دستگیری و زندانی بودن فرزندم که از او اطلاعی نداشتم و گاهی هم خبر مرگ او را به من میدادند برایم بسیار تلخ و دردناک بود و روزگارم با اشک و آه و گریه و ناله میگذشت، حتی برای رفع مشکل خود و اندوه جانکاهی که با آن دست به گریبان بودم از اشخاص صالح و مومن درخواست میکردم برای رفع ناراحتیم دعا کنند، اما از دعای آنان هم نتیجهای نگرفتم.
یک روز با خبر شدم امام صادق (ع) که با فرزندم داوود از من شیر خورده بود بیمار شده است، به دیدن او شتافتم و از آن حضرت عیادت کردم. هنگامی که میخواستم از حضورش مرخص شوم فرمود: از داوود خبر تازهای نداری؟ با شنیدن نام داوود داغ من تازه شد و اشکم سرازیر گردید و با آه درد آلودی ناله سردادم: مدت زیادی است از او خبری ندارم. فرزندم در عراق زندان است و من از دوری او و سرنوشت نامعلوم او سخت در عذاب و ناراحتی گرفتارم، از شما که برادر رضاعی اوهستی تقاضا میکنم برای نجات و آزادی او دعا کنی.
امام صادق (ع) با مشاهده وضع نگران کننده من، فرمود: چرا تاکنون از دعای استفتاح غفلت کردهای؟ مگر نمیدانی که بهوسیله این دعا درهای آسمان گشوده میشود و فرشتگان الهی دعاکننده را مژده اجابت میدهند و هیچ حاجتمند و دردمند و دعاکنندهای مایوس نمیشود و خداوند هم پاداش خواننده این دعا را بهشت قرار داده؟
با شنیدن چنین مژدهای که با خواندن آن دعا دریافت داشتم، از حضرت سوال کردم:ای مولای من وای فرزند خاندان پاک و معصوم، آن دعا چیست؟ و آداب آن چگونه است؟
امام صادق (ع) فرمود:ای مادر داوود ماه محترم رجب نزدیک است و در این ماه مبارک دعا مستجاب میگردد، همینکه ماه رجب رسید سیزدهم و چهاردهم و پانزدهم آن را که ایام بیض و شبانه روز نورانی نام دارد روزه بگیر. نزدیک ظهر روز پانزدهم غسل کن و هشت رکعت نماز با رکوع و سجود دقیق و حساب شده انجام بده.
آن گاه حضرت دستور کامل اعمال و آداب دعای مخصوص را به من تعلیم داد.
ماه رجب فرا رسید و اعمالی که امام صادق (ع) گفته بود را انجام دادم و پسرم داوود آزاد شد، داوود را نزد امام صادق (ع) بردم و آن حضرت به فرزندم گفت: علت آزادی تو از زندان این بود که منصور دوانیقی، علی (ع) را در خواب دیده بود و حضرت علی (ع) به منصور فرموده بود اگر فرزند مرا آزاد نکنی تو را در آتش خواهم انداخت، منصور هم درحالی که لهیب آتش را نزد خود مشاهده میکرد ناچار به آزادی تو اقدام کرد.
ام داوود میگوید از امام صادق (ع) سوال کردم:ای مولای من آیا این دعا را در غیر ماه رجب هم میتوان خواند؟ آن حضرت فرمود: اگر روز عرفه با جمعه هماهنگ شود این دعا را میتوان خواند و هرکس هم به این دعا اقدام کند پس از پایان، خداوند او را مشمول غفران و آمرزش خود قرار میدهد.
عمل امّ داود که مهمترین اعمال این روز است، و براى برآمدن حاجات و برطرف شدن سختیها، و دفع ستم ستمکاران بسیار مؤثّر است؛ و کیفیت آن بنابر آنچه در کتاب «مصباح» شیخ آمده چنین است:، چون بخواهد این عمل را بجا آورد، روزهاى سیزدهم، چهاردهم و پانزدهم را روزه بدارد، سپس در روز پانزدهم هنگام ظهر غسل کند و، چون وقت ظهر داخل گردد، نماز ظهر و عصر را با رکوع، و سجود نیکو بجا آورد، در جایى خلوت که چیزى او را مشغول نکند، و کسى با او سخن نگوید.
چون از نماز فراغت یابد، رو به جانب قبله کند، و سوره «حمد» را صد مرتبه و سوره «توحید» را نیز صد مرتبه و «آیة الکرسى» را ده مرتبه بخواند، و بعد از اینها قرائت کند سوره هاى «انعام، بنى اسرائیل (اسراء)، کهف، لقمان، یسى، صافات، حم سجده، حمعسق، حم دخان، فتح، واقعه، ملک، ن، اذا السّماء انشقّت» و پس از آن را تا آخر قرآن، و، چون از اینها فارغ شود، درحالیکه رو به قبله میباشد بگوید:
صَدَقَ اللَّهُ الْعَظِیمُ الَّذِی لا إِلَهَ إِلا هُوَ الْحَیُّ الْقَیُّومُ ذُو الْجَلالِ وَ الْإِکْرَامِ الرَّحْمَنُ الرَّحِیمُ الْحَلِیمُ الْکَرِیمُ الَّذِی لَیْسَ کَمِثْلِهِ شَیْ ءٌ وَ هُوَ السَّمِیعُ الْعَلِیمُ الْبَصِیرُ الْخَبِیرُ شَهِدَ اللَّهُ أَنَّهُ لا إِلَهَ إِلا هُوَ وَ الْمَلائِکَةُ وَ أُولُوا الْعِلْمِ قَائِما بِالْقِسْطِ لا إِلَهَ إِلا هُوَ الْعَزِیزُ الْحَکِیمُ وَ بَلَّغَتْ رُسُلُهُ الْکِرَامُ وَ أَنَا عَلَى ذَلِکَ مِنَ الشَّاهِدِینَ اللَّهُمَّ لَکَ الْحَمْدُ وَ لَکَ الْمَجْدُ وَ لَکَ الْعِزُّ وَ لَکَ الْفَخْرُ وَ لَکَ الْقَهْرُ وَ لَکَ النِّعْمَةُ وَ لَکَ الْعَظَمَةُ وَ لَکَ الرَّحْمَةُ وَ لَکَ الْمَهَابَةُ وَ لَکَ السُّلْطَانُ وَ لَکَ الْبَهَاءُ وَ لَکَ الامْتِنَانُ وَ لَکَ التَّسْبِیحُ وَ لَکَ التَّقْدِیسُ وَ لَکَ التَّهْلِیلُ وَ لَکَ التَّکْبِیرُ وَ لَکَ مَا یُرَى وَ لَکَ مَا لا یُرَى وَ لَکَ مَا فَوْقَ السَّمَاوَاتِ الْعُلَى.
راست فرمود خداى بزرگ که معبودى جز او نیست، خداى زنده و به خود پاینده، داراى بزرگى و بزرگوارى، مهربان و بخشنده، بردبار و کریم، که چیزى همانند او نیست، و او شنواى داناى بیناى آگاه است، گواهى داد خدا خدایى که معبودى جز او نیست و فرشتگان و صاحبان دانش هم گواهان وحدانیّت اویند و اینکه بر پا دارنده عدالت است، معبودى جز او که عزیز حکیم است، نیست، و پیامبران بزرگوارش این حقیقت را به مردم رساندند، و من بر این واقعیت از گواهانم، خدایا! تنها برای توست، سپاس و بزرگوارى و عزّت و افتخار، و چیرگى، و نعمت، و عظمت، و رحمت، و هیبت، و سلطنت، و زیبایى، و نعمت بخشى، و تنزیه، و تقدیس، و یکتایى، و بزرگى، و دیدنیها و نادیدنی ها، و آنچه بر فرازآسمان هاى بلند است.
وَ لَکَ مَا تَحْتَ الثَّرَى وَ لَکَ الْأَرَضُونَ السُّفْلَى وَ لَکَ الْآخِرَةُ وَ الْأُولَى وَ لَکَ مَا تَرْضَى بِهِ مِنَ الثَّنَاءِ وَ الْحَمْدِ وَ الشُّکْرِ وَ النَّعْمَاءِ اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى جَبْرَئِیلَ أَمِینِکَ عَلَى وَحْیِکَ وَ الْقَوِیِّ عَلَى أَمْرِکَ وَ الْمُطَاعِ فِی سَمَاوَاتِکَ وَ مَحَالِّ کَرَامَاتِکَ الْمُتَحَمِّلِ لِکَلِمَاتِکَ النَّاصِرِ لِأَنْبِیَائِکَ الْمُدَمِّرِ لِأَعْدَائِکَ اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مِیکَائِیلَ مَلَکِ رَحْمَتِکَ وَ الْمَخْلُوقِ لِرَأْفَتِکَ وَ الْمُسْتَغْفِرِ الْمُعِینِ لِأَهْلِ طَاعَتِکَ اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى إِسْرَافِیلَ حَامِلِ عَرْشِکَ وَ صَاحِبِ الصُّورِ الْمُنْتَظِرِ لِأَمْرِکَ الْوَجِلِ الْمُشْفِقِ مِنْ خِیفَتِکَ اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى حَمَلَةِ الْعَرْشِ الطَّاهِرِینَ.
و آنچه در اعماق زمین است و زمینهای فروتر، و آخرت و دنیا، و آنچه به آن خشنود شوى از ثنا و ستایش و سپاس و نعمتها، خدایا! بر جبرئیل درود فرست آن فرشته امین بر وحیت، و نیرومند بر انجام فرمانت و فرمانبردار در آسمانها و جایگاه هاى کرامتت، حمل کننده کلماتت، یاور پیامبرانت، نابود کننده دشمنانت، خدایا بر میکائیل درود فرست آن فرشته رحمتت، آفریده براى نمایش رأفتت، و آمرزش خواه و یاور اهل طاعتت، خدایا! بر اسرافیل درود فرست آن فرشته حمل کننده عرشت، و صاحب صور (شیپور) قیامت، آن چشم به راه فرمانت، اندیش ناک و بیمناک از هراست، خدایا درود فرست بر حاملان عرش، آن حاملان پاک نهاد.
وَ عَلَى السَّفَرَةِ الْکِرَامِ الْبَرَرَةِ الطَّیِّبِینَ وَ عَلَى مَلائِکَتِکَ الْکِرَامِ الْکَاتِبِینَ وَ عَلَى مَلائِکَةِ الْجِنَانِ وَ خَزَنَةِ النِّیرَانِ وَ مَلَکِ الْمَوْتِ وَ الْأَعْوَانِ یَا ذَا الْجَلالِ وَ الْإِکْرَامِ اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى أَبِینَا آدَمَ بَدِیعِ فِطْرَتِکَ الَّذِی کَرَّمْتَهُ بِسُجُودِ مَلائِکَتِکَ وَ أَبَحْتَهُ جَنَّتَکَ اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى أُمِّنَا حَوَّاءَ الْمُطَهَّرَةِ مِنَ الرِّجْسِ الْمُصَفَّاةِ مِنَ الدَّنَسِ الْمُفَضَّلَةِ مِنَ الْإِنْسِ الْمُتَرَدِّدَةِ بَیْنَ مَحَالِّ الْقُدْسِ اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى هَابِیلَ وَ شَیْثٍ وَ إِدْرِیسَ وَ نُوحٍ وَ هُودٍ وَ صَالِحٍ وَ إِبْرَاهِیمَ وَ إِسْمَاعِیلَ وَ إِسْحَاقَ وَ یَعْقُوبَ وَ یُوسُفَ وَ الْأَسْبَاطِ وَ لُوطٍ
و بر سفیران بزرگوار، آن نیکان پاکیزه، و بر فرشتگانت آن بزرگواران نویسنده اعمال بندگان، و بر فرشتگان بهشت، و گماشتگان بر دوزخ، و فرشته مرگ و یارانش، اى صاحب عظمت و بزرگوارى، خدایا! درود فرست بر پدرمان آدم، پدیده آفرینشت، که او را گرامى داشتى با سجده فرشتگانت، و بهشت را به او بخشید، خدایا! بر مادرمان حوّا درود فرست، آن پاکیزه از پلیدى، و صفا یافته از چرکى، و برتر از آدمیان، و گردش کننده در جایگاه هاى مقدّس، خداى درود فرست بر هابیل و شیث و ادریس و نوح و هود، و صالح و ابراهیم و اسماعیل و اسحق و یعقوب و یوسف اسباط و لوط
وَ شُعَیْبٍ وَ أَیُّوبَ وَ مُوسَى وَ هَارُونَ وَ یُوشَعَ وَ مِیشَا وَ الْخِضْرِ وَ ذِی الْقَرْنَیْنِ وَ یُونُسَ وَ إِلْیَاسَ وَ الْیَسَعِ وَ ذِی الْکِفْلِ وَ طَالُوتَ وَ دَاوُدَ وَ سُلَیْمَانَ وَ زَکَرِیَّا وَ شَعْیَا وَ یَحْیَى وَ تُورَخَ وَ مَتَّى وَ إِرْمِیَا وَ حَیْقُوقَ وَ دَانِیَالَ وَ عُزَیْرٍ وَ عِیسَى وَ شَمْعُونَ وَ جِرْجِیسَ وَ الْحَوَارِیِّینَ وَ الْأَتْبَاعِ وَ خَالِدٍ وَ حَنْظَلَةَ وَ لُقْمَانَ اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ ارْحَمْ مُحَمَّداً وَ آلَ مُحَمَّدٍ وَ بَارِکْ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ کَمَا صَلَّیْتَ وَ رَحِمْتَ [وَ تَرَحَّمْتَ]وَ بَارَکْتَ عَلَى إِبْرَاهِیمَ وَ آلِ إِبْرَاهِیمَ إِنَّکَ حَمِیدٌ مَجِیدٌ اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى الْأَوْصِیَاءِ وَ السُّعَدَاءِ وَ الشُّهَدَاءِ وَ أَئِمَّةِ الْهُدَى.
و شعیب و ایّوب و موسى و هارون و یوشع و میشا و خضر و ذى القرنین و یونس و الیاس و یسع و ذى الکفل و طالوت و داود و سلیمان و زکرّیا و شعیا و یحیی و تورخ و متى و ارمیا و حیقوق و دانیال و عزیر و عیسى و شمعون و جرجیس و حواریّون و پیروان و خالد و حنظله و لقمان.
خدایا! بر محمّد و خاندان محمّد درود فرست و بر محمّد و خاندان محمّد رحمت فرست و بر محمّد و خاندان محمّد برکت فرست، آنچنان که درود و رحمت و برکت بر ابراهیم و خاندان ابراهیم فرستادى، به حقیقت تویى ستوده و بزرگوار، خدایا! درود فرست بر اوصیاء، و سعادتمندان و شهیدان و امامان هدایتگر.
اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى الْأَبْدَالِ وَ الْأَوْتَادِ وَ السُّیَّاحِ وَ الْعُبَّادِ وَ الْمُخْلِصِینَ وَ الزُّهَّادِ وَ أَهْلِ الْجِدِّ وَ الاجْتِهَادِ وَ اخْصُصْ مُحَمَّداً وَ أَهْلَ بَیْتِهِ بِأَفْضَلِ صَلَوَاتِکَ وَ أَجْزَلِ کَرَامَاتِکَ وَ بَلِّغْ رُوحَهُ وَ جَسَدَهُ مِنِّی تَحِیَّةً وَ سَلاماً وَ زِدْهُ فَضْلاً وَ شَرَفاً وَ کَرَماً حَتَّى تُبَلِّغَهُ أَعْلَى دَرَجَاتِ أَهْلِ الشَّرَفِ مِنَ النَّبِیِّینَ وَ الْمُرْسَلِینَ وَ الْأَفَاضِلِ الْمُقَرَّبِینَ اللَّهُمَّ وَ صَلِّ عَلَى مَنْ سَمَّیْتُ وَ مَنْ لَمْ أُسَمِّ مِنْ مَلائِکَتِکَ وَ أَنْبِیَائِکَ وَ رُسُلِکَ وَ أَهْلِ طَاعَتِکَ وَ أَوْصِلْ صَلَوَاتِی إِلَیْهِمْ وَ إِلَى أَرْوَاحِهِمْ وَ اجْعَلْهُمْ إِخْوَانِی فِیکَ وَ أَعْوَانِی عَلَى دُعَائِکَ اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْتَشْفِعُ بِکَ إِلَیْکَ وَ بِکَرَمِکَ إِلَى کَرَمِکَ وَ بِجُودِکَ إِلَى جُودِکَ وَ بِرَحْمَتِکَ إِلَى رَحْمَتِکَ.
خدایا! درود فرست بر ابدال و اوتاد و جهانگردان و عبادت کنندگان و مخلصان و پارسایان، و اهل کوشش و تلاش و محمّد و اهل بیتش را خاص گردان، به برترین دردهایت، و بزرگترین کراماتت و بر روح و جسمش از سوى من تحیّت و سلام رسان، و او را آنچنان فضل و شرف و کرامت بیفزاى که او را به بالاترین درجات اهل شرف از پیامبران و فرستادگان و برترین بندگان مقربّت برسانى، خدایا! درود فرست بر آن که نام بردم و بر آن که نام نبردم از فرشتگانت و و پیامبرانت و رسولانت و اهل طاعتت، و درودهایم را بر ایشان و بر ارواحشان برسان، و آنان را برادرانم در آستانت، و یارانم بر دعایت قرار بده، خدایا! شفاعت میجویم از تو، و از کرمت به سوى کرمت و از جودت به سوى جودت، و از رحمتت به سوى رحمتت.
وَ بِأَهْلِ طَاعَتِکَ إِلَیْکَ وَ أَسْأَلُکَ اللَّهُمَّ بِکُلِّ مَا سَأَلَکَ بِهِ أَحَدٌ مِنْهُمْ مِنْ مَسْأَلَةٍ شَرِیفَةٍ غَیْرِ مَرْدُودَةٍ وَ بِمَا دَعَوْکَ بِهِ مِنْ دَعْوَةٍ مُجَابَةٍ غَیْرِ مُخَیَّبَةٍ یَا اللَّهُ یَا رَحْمَانُ یَا رَحِیمُ یَا حَلِیمُ یَا کَرِیمُ یَا عَظِیمُ یَا جَلِیلُ یَا مُنِیلُ یَا جَمِیلُ یَا کَفِیلُ یَا وَکِیلُ یَا مُقِیلُ یَا مُجِیرُ یَا خَبِیرُ یَا مُنِیرُ یَا مُبِیرُ یَا مَنِیعُ یَا مُدِیلُ یَا مُحِیلُ یَا کَبِیرُ یَا قَدِیرُ یَا بَصِیرُ یَا شَکُورُ یَا بَرُّ یَا طُهْرُ یَا طَاهِرُ یَا قَاهِرُ یَا ظَاهِرُ یَا بَاطِنُ یَا سَاتِرُ یَا مُحِیطُ یَا مُقْتَدِرُ یَا حَفِیظُ یَا مُتَجَبِّرُ یَا قَرِیبُ یَا وَدُودُ یَا حَمِیدُ یَا مَجِیدُ یَا مُبْدِئُ یَا مُعِیدُ یَا شَهِیدُ یَا مُحْسِنُ یَا مُجْمِلُ یَا مُنْعِمُ یَا مُفْضِلُ یَا قَابِضُ یَا بَاسِطُ یَا هَادِی.
و از اهل طاعتت به سویت، و از تو مى خواهم تمام آنچه را که یکى از بندگان شایسته ات از تو درخواست کرده درخواست شرافت افزایى که مردود نشده و مى خوانمت به آنچه تو را بدان خوانده اند، خواندنى که اجابت شده و به نومیدى نرسیده، اى خدا اى بخشنده، اى مهربان، اى بردبار، اى کریم، اى بزرگ اى باشکوه، اى بخشنده، اى زیبا، اى سرپرست، اى کارگشا، اى برگیرنده لغزش ها، اى پناه ده، اى آگاه، اى روشنى بخش، اى نابود کننده، اى والا مقام، اى چرخاننده، اى دگرگون ساز، اى بزرگ، اى توانا، اى بینا، اى ستایش پذیر، اى نیکوکردار، اى پاکى، اى پاک، اى چیره اى پیدا، اى پنهان، اى پرده پوش، اى فراگیر، اى توانمند، اى نگهبان، اى بزرگمنش، اى نزدیک، اى مهرورز، اى ستوده اى بزرگوار، اى آغازگر، اى بازگرداننده، اى گواه، اى احسان کننده، اى زیبایى بخش، اى عطا بخش، اى فزونى بخش، اى گیرنده،ای دهنده، اى هدایت گر.
یَا مُرْسِلُ یَا مُرْشِدُ یَا مُسَدِّدُ یَا مُعْطِی یَا مَانِعُ یَا دَافِعُ یَا رَافِعُ یَا بَاقِی یَا وَاقِی یَا خَلاقُ یَا وَهَّابُ یَا تَوَّابُ یَا فَتَّاحُ یَا نَفَّاحُ یَا مُرْتَاحُ یَا مَنْ بِیَدِهِ کُلُّ مِفْتَاحٍ یَا نَفَّاعُ یَا رَءُوفُ یَا عَطُوفُ یَا کَافِی یَا شَافِی یَا مُعَافِی یَا مُکَافِی یَا وَفِیُّ یَا مُهَیْمِنُ یَا عَزِیزُ یَا جَبَّارُ یَا مُتَکَبِّرُ یَا سَلامُ یَا مُؤْمِنُ یَا أَحَدُ یَا صَمَدُ یَا نُورُ یَا مُدَبِّرُ یَا فَرْدُ یَا وِتْرُ یَا قُدُّوسُ یَا نَاصِرُ یَا مُونِسُ یَا بَاعِثُ یَا وَارِثُ یَا عَالِمُ یَا حَاکِمُ یَا بَادِی یَا مُتَعَالِی یَا مُصَوِّرُ یَا مُسَلِّمُ یَا مُتَحَبِّبُ یَا قَائِمُ یَا دَائِمُ یَا عَلِیمُ یَا حَکِیمُ یَا جَوَادُ یَا بَارِئُ یَا بَارُّ یَا سَارُّ یَا عَدْلُ یَا فَاصِلُ یَا دَیَّانُ یَا حَنَّانُ یَا مَنَّانُ.
اى فرستنده، اى ارشاد کننده، اى استوارساز، اى عطا کننده، اى منع کننده، اى دفع کننده، اى بلندى بخش،ای همیشگى، اى نگهدار، اى آفریننده اى بسیار بخشنده، اى توبه پذیر، اى کارگشا، اى فراوان دهنده، اى نشاط آفرین، اى آن که هر کلیدى به دست اوست اى بسیار سود رسان، اى مهرورز، اى عطوف، اى بسنده، اى شفابخش، اى عافیت بخش، اى پاداش دهنده، اى وفاکننده، اى سلطه گر اى با عزّت، اى جبران کننده، اى بزرگمنش، اى سلام، اى ایمنى بخش، اى یکتا، اى بى نیاز، اى نور، اى تدبیرگو، اى فرو، اى تک، اى قدوس، اى یاور، اى همدم، اى برانگیزنده، اى وارث، اى دانا، اى فرمان ده، اى آغازگر، اى برتر،ای صورتگر، اى سلامتى بخش، اى دوستی ورز، اى پایدار، اى همیشه، اى دانا، اى فرزانه، اى بخشنده، اى آفریننده، اى نیکوکار، اى شادى افزا اى دادگر، اى داور، اى جزادهنده، اى پرمهر، اى منّت گذار.
یَا سَمِیعُ یَا بَدِیعُ یَا خَفِیرُ یَا مُعِینُ [مُغَیِّرُ]یَا نَاشِرُ یَا غَافِرُ یَا قَدِیمُ یَا مُسَهِّلُ یَا مُیَسِّرُ یَا مُمِیتُ یَا مُحْیِی یَا نَافِعُ یَا رَازِقُس یَا مُقْتَدِرُ [مُقَدِّرُ]یَا مُسَبِّبُ یَا مُغِیثُ یَا مُغْنِی یَا مُقْنِی یَا خَالِقُ یَا رَاصِدُ یَا وَاحِدُ یَا حَاضِرُ یَا جَابِرُ یَا حَافِظُ یَا شَدِیدُ یَا غِیَاثُ یَا عَائِدُ یَا قَابِضُ یَا مَنْ عَلا فَاسْتَعْلَى فَکَانَ بِالْمَنْظَرِ الْأَعْلَى یَا مَنْ قَرُبَ فَدَنَا وَ بَعُدَ فَنَأَى وَ عَلِمَ السِّرَّ وَ أَخْفَى یَا مَنْ إِلَیْهِ التَّدْبِیرُ وَ لَهُ الْمَقَادِیرُ وَ یَا مَنِ الْعَسِیرُ عَلَیْهِ سَهْلٌ یَسِیرٌ یَا مَنْ هُوَ عَلَى مَا یَشَاءُ قَدِیرٌ یَا مُرْسِلَ الرِّیَاحِ یَا فَالِقَ الْإِصْبَاحِ یَا بَاعِثَ الْأَرْوَاحِ یَا ذَا الْجُودِ وَ السَّمَاحِ یَا رَادَّ مَا قَدْ فَاتَ یَا نَاشِرَ الْأَمْوَاتِ یَا جَامِعَ الشَّتَاتِ.
اى شنوا، اى پدیدآور، اى پشتیبان، اى یاور، اى زندگى بخش مردگان، اى آمرزنده، اى دیرینه، اى آسانى بخش، اى هموار کننده، اى میراننده، اى زنده کننده، اى سودبخش، اى روزى بخش، اى قدرتمند، اى سبب ساز اى فریادرس، اى بی نیازکننده، اى داراى بخش، اى آفریننده، اى در کمین، اى یگانه، اى حاضر، اى جبران کننده، اى نگهدار، اى استوار، اى فریادرس، اى بازگرداننده، اى گیرنده، اى که بلندى جست و بر فراز آمد، آمد، پس در چشم انداز برتر جاى گرفت، اى آن که نزدیک شد پس در کنار آمد، و دور شد پس نایافتنى شد، و نهان و ناپیداتر را دانست، اى آن که تدبیر امور با اوست و اندازهها به دست او، اى آن که هر هر دشوارى بر اوس حل و آسان است، اى آن که بر هرچه بخواهد تواناست، اى فرستنده بادها، اى پدیدآوردنده روشنى بامداد، اى برانگیزنده ارواح، اى صاحب جود و بخشش، اى بازگرداننده آنچه از دست رفته، اى زنده کننده مردگان، اى گردآوردنده پراکنده ها.
یَا رَازِقَ مَنْ یَشَاءُ بِغَیْرِ حِسَابٍ وَ یَا فَاعِلَ مَا یَشَاءُ کَیْفَ یَشَاءُ وَ یَا ذَا الْجَلالِ وَ الْإِکْرَامِ یَا حَیُّ یَا قَیُّومُ یَا حَیّا حِینَ لا حَیَّ یَا حَیُّ یَا مُحْیِیَ الْمَوْتَى یَا حَیُّ لا إِلَهَ إِلا أَنْتَ بَدِیعُ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضِ یَا إِلَهِی وَ سَیِّدِی صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ ارْحَمْ مُحَمَّدا وَ آلَ مُحَمَّدٍ وَ بَارِکْ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ کَمَا صَلَّیْتَ وَ بَارَکْتَ وَ رَحِمْتَ [تَرَحَّمْتَ]عَلَى إِبْرَاهِیمَ وَ آلِ إِبْرَاهِیمَ إِنَّکَ حَمِیدٌ مَجِیدٌ وَ ارْحَمْ ذُلِّی وَ فَاقَتِی وَ فَقْرِی وَ انْفِرَادِی وَ وَحْدَتِی وَ خُضُوعِی بَیْنَ یَدَیْکَ وَ اعْتِمَادِی عَلَیْکَ وَ تَضَرُّعِی إِلَیْکَ.
اى روزی بخش بى حساب به هرکه خواهى، اى انجام دهنده آنچه خواهى هرگونه که خواهى، اى صاحب بزرگى و بزرگوارى، اى زنده به خو پاینده، اى زنده آنگاه که نباشد زنده،ای زنده کننده مردگان، اى زنده اى که معبودى جز تو نیست، پدید آورنده آسمانها و زمین، اى خداى من وآقاى من، بر محمّد و خاندان محمّد درود فرست و بر محمّد و خاندان محمّد رحمت فرست، و بر محمّد و خاندان محمّد برکت فرست، آنچنان که درود و برکت و رحمت خویش را بر ابراهیم و خاندان ابراهیم فرستادى، به یقین که ستوده و بزرگوارى و رحمت آر بر خوارى و ندارى، و تهیدستى من، و بر تک بودن و تنهایى و فروتنى من در برابرت، و بر اعتمادم بر تو، و زارى ام به درگاهت.
أَدْعُوکَ دُعَاءَ الْخَاضِعِ الذَّلِیلِ الْخَاشِعِ الْخَائِفِ الْمُشْفِقِ الْبَائِسِ الْمَهِینِ الْحَقِیرِ الْجَائِعِ الْفَقِیرِ الْعَائِذِ الْمُسْتَجِیرِ الْمُقِرِّ بِذَنْبِهِ الْمُسْتَغْفِرِ مِنْهُ الْمُسْتَکِینِ لِرَبِّهِ دُعَاءَ مَنْ أَسْلَمَتْهُ ثِقَتُهُ [نَفْسُهُ]وَ رَفَضَتْهُ أَحِبَّتُهُ وَ عَظُمَتْ فَجِیعَتُهُ دُعَاءَ حَرِقٍ حَزِینٍ ضَعِیفٍ مَهِینٍ بَائِسٍ مُسْتَکِینٍ بِکَ مُسْتَجِیرٍ اللَّهُمَّ وَ أَسْأَلُکَ بِأَنَّکَ مَلِیکٌ وَ أَنَّکَ مَا تَشَاءُ مِنْ أَمْرٍ یَکُونُ وَ أَنَّکَ عَلَى مَا تَشَاءُ قَدِیرٌ وَ أَسْأَلُکَ بِحُرْمَةِ هَذَا الشَّهْرِ الْحَرَامِ وَ الْبَیْتِ الْحَرَامِ وَ الْبَلَدِ الْحَرَامِ وَ الرُّکْنِ وَ الْمَقَامِ وَ الْمَشَاعِرِ الْعِظَامِ وَ بِحَقِّ نَبِیِّکَ مُحَمَّدٍ عَلَیْهِ وَ آلِهِ السَّلامُ یَا مَنْ وَهَبَ لِآدَمَ شَیْثا.
تو را میخوانم، خواندن آن فروتن خوار خاشع ترسان بیمناک بینواى پست ناچیز گرسنه نادار پناهنده پناه جوى، معترف به گناه، آمرزش خواه از گناه، درمانده به درگاه پروردگارش، مى خوانمت خواندن آن که معتمدانش او را واگذاشته اند و دوستانش او را ترگ گفته اند، و درد جانگاهش بزرگ شده، میخوانمت خواندن آن دلسوخته غمگین ناتوان بى مقدار بینواى درمانده پناه جو، خدایا! از تو درخواست میکنم به حق اینکه فرمانروایى، و آنچه بخواهى مى شود، و بر آنچه بخواهى توانایى، و از تو درخواست مى کنم به احترام این ماه محترم و خانه محترم، و شهر محترم و رکن و مقام و مشاعر بزرگ، و به حق پیامبرت محمّد که بر او و خاندانش سلام، اى آن که به آدم شیث را بخشید.
وَ لِإِبْرَاهِیمَ إِسْمَاعِیلَ وَ إِسْحَاقَ وَ یَا مَنْ رَدَّ یُوسُفَ عَلَى یَعْقُوبَ وَ یَا مَنْ کَشَفَ بَعْدَ الْبَلاءِ ضُرَّ أَیُّوبَ یَا رَادَّ مُوسَى عَلَى أُمِّهِ وَ زَائِدَ الْخِضْرِ فِی عِلْمِهِ وَ یَا مَنْ وَهَبَ لِدَاوُدَ سُلَیْمَانَ وَ لِزَکَرِیَّا یَحْیَى وَ لِمَرْیَمَ عِیسَى یَا حَافِظَ بِنْتِ شُعَیْبٍ وَ یَا کَافِلَ وَلَدِ أُمِّ مُوسَى [عَنْ وَالِدَتِهِ]أَسْأَلُکَ أَنْ تُصَلِّیَ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ أَنْ تَغْفِرَ لِی ذُنُوبِی کُلَّهَا وَ تُجِیرَنِی مِنْ عَذَابِکَ وَ تُوجِبَ لِی رِضْوَانَکَ وَ أَمَانَکَ وَ إِحْسَانَکَ وَ غُفْرَانَکَ وَ جِنَانَکَ وَ أَسْأَلُکَ أَنْ تَفُکَّ عَنِّی کُلَّ حَلْقَةٍ بَیْنِی وَ بَیْنَ مَنْ یُؤْذِینِی.
و به ابراهیم اسماعیل و اسحق را، و اى آن که یوسف را به یعقوب بازگرداند، وای آن که بدحالى ایّوب را پس از آزمون برطرف ساخت، اى بازگرداننده موسى به مادرش و فزونى بخش دانش خضر، اى آن که سلیمان را به داود بخشید، و یحیى را به زکریا، و عیسى را به مریم، اى نگهدار دختر شعیب، اى سرپرست فرزند مادر موسى، از تو مى خواهم بر محمّد و خاندان محمّد درود فرستى، و همه گناهان مرا بیامرزى، و از عذابت پناهم دهى، و مرا مستوجب خشنودى و ایمنى و احسان و آمرزش و بهشت خویش قرار دهى، و از تو درخواست میکنم هر حلقه اى که میان من و آزاردهنده من است
وَ تَفْتَحَ لِی کُلَّ بَابٍ وَ تُلَیِّنَ لِی کُلَّ صَعْبٍ وَ تُسَهِّلَ لِی کُلَّ عَسِیرٍ وَ تُخْرِسَ عَنِّی کُلَّ نَاطِقٍ بِشَرٍّ وَ تَکُفَّ عَنِّی کُلَّ بَاغٍ وَ تَکْبِتَ [عَنِّی]کُلَّ عَدُوٍّ لِی وَ حَاسِدٍ وَ تَمْنَعَ مِنِّی کُلَّ ظَالِمٍ وَ تَکْفِیَنِی کُلَّ عَائِقٍ یَحُولُ بَیْنِی وَ بَیْنَ حَاجَتِی وَ یُحَاوِلُ أَنْ یُفَرِّقَ بَیْنِی وَ بَیْنَ طَاعَتِکَ وَ یُثَبِّطَنِی عَنْ عِبَادَتِکَ یَا مَنْ أَلْجَمَ الْجِنَّ الْمُتَمَرِّدِینَ وَ قَهَرَ عُتَاةَ الشَّیَاطِینِ وَ أَذَلَّ رِقَابَ الْمُتَجَبِّرِینَ وَ رَدَّ کَیْدَ الْمُتَسَلِّطِینَ عَنِ الْمُسْتَضْعَفِینَ أَسْأَلُکَ بِقُدْرَتِکَ عَلَى مَا تَشَاءُ وَ تَسْهِیلِکَ لِمَا تَشَاءُ کَیْفَ تَشَاءُ أَنْ تَجْعَلَ قَضَاءَ حَاجَتِی فِیمَا تَشَاءُ.
باز کنى، و هر سختى را برایم آسان نمایى، و هر مشکلى را برایم هموار کنى، و زبان هر بدگوى از من را ناگویا سازى، و هر متجاوزى را از من بازدارى، و هر دشمن و حسود بر من را نابود نمایى، و هر ستمگرى را از من بازدارى، و مرا از هر مانعى که بین من و حاجتم حایل مى شود، و مى خواهد بین من و طاعتت جدایى اندازد، و از عبادتت بازدارد کفایت فرمایى،ای آن که پریان سرکش را مهار نمودى و شیاطین متکبّر را مقهور ساختى، و گردن گردنکشان را به خاک ذلّت افکندى، و بداندیشی چیره جویان را از مستضعفان بازگرداندى، از تو میخواهم با قدرتت بر هرچه مى خواهى، و آسان نمودنت هرچه را بخواهى به هرگونه که بخواهى اینکه برآوردن حاجتم را در زمره آنچه میخواهى قرار دهى.
سپس بر زمین سجده کن و دو طرف رخسار خود را بر خاک بگذار و بگو:
اللَّهُمَّ لَکَ سَجَدْتُ وَ بِکَ آمَنْتُ فَارْحَمْ ذُلِّی وَ فَاقَتِی وَ اجْتِهَادِی وَ تَضَرُّعِی وَ مَسْکَنَتِی وَ فَقْرِی إِلَیْکَ یَا رَبِّ.
خدایا! براى تو سجده کردم، و به تو ایمان آوردم، پس رحمت آور بر خوارى ام، و تنگدستى ام، و کوششم، و رازى ام، و درماندگى ام، و نیازم به سویت اى پروردگار من.


