واینجا تاریخ تکرار میشود
….
✨وقتی گرگ حمله می کند،با صدای بلند حمله میکند؛و فرصتی برای واکنش دارید.
(فرار یا مقاومت)
اما وقتی موریانه هجوم می آورد،
از همان ابتدا بی سر وصدا و تنها به جان محصولات می افتد.
زمان میبرد تا به هدف برسد.
ایستادن در برابر گرگ، #شجاعت میخواهد؛
دفع خطر موریانه #بصیرت.
#بصیرت سواد نیست - بینش است.
#بصیرت یعنی اینکه بدانی ممکن است همسرِ پیامبر, در برابرِ راهِ پیامبر ایستاده باشد;
#بصیرت یعنی اینکه نگاهت به “شخصیت” ها نباشد ;بلکه همواره به “شاخص"ها چشم بدوزی;
#بصیرت یعنی اینکه بدانی حتی مسجد ,می تواند “مسجد ضِرار"باشد و پیامبر (صلی الله علیه و آله)آن را خراب کند و به زباله دانیِ شهر تبدیل نماید;
#بصیرت یعنی اینکه قرآنِ روی نیزه تو را از قرآنِ ناطق ,منحرف نکند;
#بصیرت یعنی اینکه بتوانی شترِ همسرِ رسول خدا را “پی"کنی و همزمان, حرمت حریم رسول الله(ص) را نگه داری
#بصیرت یعنی اینکه بدانی جانباز صفین می تواند قاتل حسین(ع)در کربلا باشد;
#بصیرت; یعنی اینکه بدانی در جنگ با فتنه نمی توانی آغازگر باشی اما تا ضربه نهایی , نباید از پا بنشینی
#بصیرت یعنی اینکه نگذاری فتنه گران, شیرت را بدوشند یا بر پشتت سوار شوند;
#بصیرت یعنی اینکه” مالک اشتر"ها را به تندروی و “ابوموسی اشعری” ها را به اعتدال, نشناسی;
#بصیرت یعنی اینکه بدانی “معاویه"ها,به سست عنصرهای سپاهِ علی(علیه السلام) ” دل بسته اند;
#بصیرت یعنی اینکه بدانی تاریخ,تکرار می شود;نه با جزئیاتش; بلکه با
خطوط کلی اش.
گرانی برنج کار کیه!؟؟
آخرین زنگ
میدانید #آخرین_زنگ زندگی تان کی میخورد!؟
خدا میداند، ولی… آن روز که آخرین زنگ دنیا میخورد،
دیگر نه میشود تقلب کرد و نه میشود سر کسی کلاه گذاشت!

آن روز تازه می فهمیم که دنیا با همه بزرگی اش از یک جلسه امتحان مدرسه هم کوچکتر بود؛ و آن روز تازه می فهمیم که زندگی عجب سوال سختی بود! سوالی که بیش از یک بار نمی توان به آن پاسخ داد.
خدا کند آن روز که آخرین زنگ دنیا میخورد، روی تخته سیاه قیامت، اسم ما را جز خوب ها بنویسند …
خدا کند حواسمان بوده باشد که زنگ های تفریح آنقدر در حیاط نمانده باشیم که ((حیات=زندگی)) را از یاد برده باشیم.
خدا کند که دفتر زند گی مان را زیبا جلد کرده باشیم و سعی ما بر این بوده باشد که نیکی ها و خوبی ها را در آن نقاشی کنیم و بدانیم که دفتر دنیا، چک نویسی بیش نیست؛ چرا که ترسیم عشق حقیقی در دفتر دیگر است.
خانواده مهم ترین هسته اجتماعی و نظرا ت اندیشمندان در این زمینه
خانواده اولين نماينده جامعه است كه فرزندان سالها ي اوليه عمر خودرا در آن ميگذراند و وظيفه دارد كه نوزاد وابسته، فاقد فرهنگ و لذت جو را به موجودي خودياور، با فرهنگ و مسئوليت پذير بار آورد. در اين روند كه اجتماعي شدن نام دارد والدين نه تنها در برابر فرزندان بلكه در برابر جامعهاي كه او بايد با آن سازش يابد مسئوليت و در صورتي كه نتوانند فرزندان خود را د رجريان ملاكهاي معيني كه هنجار اجتماعي ناميده ميشود، تطبيق دهند و رهنمودهاي عقلي،اجتماعي و اخلاقي را در وي مستقر سازند در انجام وظيفه خود قصور نمودهاند.
والدين به عنوان اولين مربي و معلم فرزندان ، در تربيت و چگونگي رفتارهاي وي مهمترين نقش را ايفا ميكنند و بيتوجهي و اهمال در اين امر عواقب وخيمي را در زندگي فرزندان به وجود ميآورد. رفتار فرزندان عكسالعملي به عوامل محيطي و خصوصاً به عملكرد والدينش ميباشد. چنانچه رفتار والدين با فرزندان براساس صداقت، دوستي، احترام و پذيرش باشد، فرزندان احساس امنيت و آرامش ميكند و از ابتلا به بسياري نابسامانيها محفوظ ميماند. از سوي ديگر، انتقادهاي بيجا و بيمورد و روابط خانوادگي گسسته و نابسامان فرزندان را مضطرب و آزرده خاطرميسازد و موجبات ابتلاء وي به بسياري از مشكلات رفتاري را فراهم ميآورد. [1]
«خانواده به عنوان مهم ترين هسته اجتماعي از ديرباز مورد توجه فلاسفه انديشمندان و دانشمندان بوده و همواره نسبت به اهميت آن تأكيد شده است. قدماي فلاسفه، زندگي خانوادگي را بخش مستقلي از « حكمت عملي » مي شمردند؛ به طوري كه افلاطون در جمهوريت، ارسطو در سياست، بوعلي سينا در شفا با چنين ديدي و از اين زاويه به زندگي خانوادگي نگريسته اند. [2] كورت لوين، انديشمند علوم اجتماعي مي گويد: « تا زماني كه داراي خانواده هاي نيك هستيم، مي توانيم به نژاد بشر اميد ببنديم ».[3]
در ابتدا روانشناسان شخصیت را بیشتر محصول عوامل ژنتیکی و فردی می دانستند اما به تدریج با توسعه علم روانشناسی و انجام مطالعات تجربی به خصوصیات و عوامل محیطی-اجتماعی نیز اهمیت دادند.
شخصیت پیشرفته شخصیتی ست که دارای هدف باشد, استعداد یادگیری خود را به کار گیرد, دارای هویت فردی باشد و درهمان حال دارای تعهد نسبت به دیگران نیز باشد.
دراینجا نقش خانواده پررنگ می شود, زیراکه انسان از بدو تولد با افراد مختلف به خصوص والدین یا کسان دیگری که از او مراقبت می کنند ارتباط پیدا می کند. این مراقبت تأثیر عمیقی در فرزندان به جا می گذارد. [4]
خانواده اولين مدرسه كودك است كه طفل نگرش نسبت به خود، زندگي و مردم در آن ميآموزد.
حضرت علي (ع) ميفرمايد : «لا ميراث كألادب» هيچ ارثي براي فرزند بهتر از ادب و تربيت نيست .و يا «ما نحل والداً نحلاً افضل من ادب حسن». بخشش و تفضيل هيچ پدري به فرزندش بهتر از عطيه ادب و تربيت پسنديده نيست.[5]
لذا حلقه ی اتصال و انسجام فرهنگ و نظم اجتماعی و در واقع نهادی است که مسولیت سامان بخشیدن به سلامت اخلاقی جامعه را بر عهده دارد. غایت عملکرد خانواده پرورش افرادی است که به لحاظ اجتماعی شایسته، به لحاظ روانی متعادل و از نظر رفتاری سازگار باشند
[1] . شفيع ابادي، فنون تربيت كودك ، 3718، ص الف. شفيع ابادي،عبدالله فنون تربيت كودك تهران، انتشارات چهر، چاپ ششم ، 1371.
مطهري، مرتضي، نظام حقوق زن در اسلام، تهران: انتشارات صدرا، 1365. [2]
[3] به نقل از :اميري، صالح؛ (1389)، مجموعه مقالات همايش ملي راهبردهاي تحكيم نهاد خانواده، تهران: مجمع تشخيص مصلحت نظام، مركز تحقيقات استراتژيك، چاپ اول
[4] [نقش خانواده در تکوین شخصیت دانش آموزان- نامه پژوهش فرهنگی,شماره 6] به نقل از سوده احمدیان راد، کارشناس ارشد رشته کارآفرینی
[5] . فلسفي، كودك از نظر وراثت و تربيت، بخش دوم ، 1344، ص 3 . پ فلسفي،محمدتقي جوان از نظر عقل و احساسات بخش دوم، هيئت نشر معارف اسلامي ، چاپ پانزدهم، 1344. به نقل از دکتر منیژه کرباسی( خانواده وزندگی اجتماعی افرادhttp://iranpress.ir)
علل گرايش جامي به شرح کافيه
علل گرايش جامي به شرح کافيه
شايد جامي به سه دليل به شرح کافيه روي آورده است:
1- از پايان قرن هشتم هجري تا اوايل قرن دهم، تدوين کتابها در صرف و نحو عربي در ايران رونق يافت و براي تسهيل در امر فراگيري زبان و ادبيات عربي نگارش حواشي بر آثار علماي پيشين، گسترش يافت.
2- از زمان سيبويه، ابو علي فارسي و ابوالقاسم زجّاجي، مسائل نحوي به صورت موجز و مختصر بيان شده بود و اين گونه مسائل احتياج ملزم به شرح و تفصيل داشت. (صفا: 1365: 4/115)
3- با افول ستارة عمر استادان در قرن نهم، کار سخنوري بدست کساني افتاد که بهرة غالب آنها از فنون ناچيز بود و از اواسط قرن نهم به بعد نميتوان نويسندهاي را يافت که به شيوة قدما کار کرده و از فنون مختلف ادب توشهاي اندوخته باشد مگر جامي که جامع علوم و فنون در عصر خود بود و قوت طبع سليم را با رنج کسب و تحصيل علم همراه ساخت. (همان: 156)
علاوه بر اين، شرايط تاريخي و تحولات منطقهاي را در گرايش نويسندگان به شرحنويسي و حاشيه نويسي ميتوان مؤثر دانست. به طوري که پس از سقوط امويان و آغاز خلافت عباسيان به سبب نفوذ ايرانيان در دستگاه خلافت، روح آداب و رسوم و فرهنگ فارسي در زندگي عباسيان اثر گذاشت، و علم صرف و نحو با وجود اين که با مايههاي اصيل عربي، زاده شده بود، از اين دوران به بعد توسط مغزهاي متفکري که با نظام علمي و منطقي معارف بيگانه، تقويت ميشدند به سر حد تکامل رسيد، اما اين حرکت و بالندگي در زمينة علم و ادب با سقوط بغداد به دست مغولان بسيار کند و به سوي خمودي روي نهاد، از اين رو زبان و ادبيات عربي مورد تهديد جدي قرار گرفت و مغولان کتابخانهها و مراکز علمي را به آتش کشيدند و صاحب نظران علمي و فرهنگي را کشتند. اين تغييرات باعث شد که عمده فعاليت پژوهشگران، در زمينة شروح مختلف و حاشيه نويسي آثار مختلف علمي باشد که در اين مجال، کتابهاي معتبر صرف و نحو عربي مانند: «مغني اللبيب» و «الفيه» ابن مالک و «کافيه و شافيه» ابنالحاجب، مورد شرح و حاشيه نويسي قرار گرفت.
همچنين در زمينة صرف و نحو، دفترهايي به زبان پارسي و حتي منظومههايي به زبان فارسي در ذکر قواعد زبان عربي معمول اهل زمان گشت، چنان که در آغاز اين دوران، ميرسيّد شريف جرجاني کتاب «صرف مير» را براي نوآموزان به پارسي تدوين کرد. بعيد نيست جامي که در اين عصر زندگي ميکرده است تحت تأثير شرايط زماني و مکاني و تاريخي قرار داشته است، و به شرح کافيه ابنالحاجب روي آورده است.
